خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۴۹ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید عمادالاسلام الخجندی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر هر زمین که مردم چشمم گذار کردآنرا ز آرزوی رخت لاله زار کرد
۲
از اشک من بضاعت یا قوت و لعل بردهر صبح دم که قافلۀ شام بار کرد
۳
چشمم چو زنده دید مرا در فراق توزودم بدست اشک سزا درکنار کرد
۴
احوال من که بود چو قدّ تو مستقیمهجر آمد و چو زلف تواش تار و مار کرد
صفحهٔ ۱ از ۱۴