شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۵۴ - وله یمدح الملک السّعیدسعدبن زنگی رحمة الله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دلم در خَم آن زلفِ پریشان باشدچه عجب کار من ار بی‌سر و سامان باشد
۲
قدر آن زلفِ پریشانِ تو من دانم و بسوین کسی داند کو نیز ز ریشان باشد
۳
لعلِ تو چون سر دندان کند از خنده سپیدگوهرش حلقه‌به‌گوش از بنِ دندان باشد
۴
جز که برخوان نکوییِ تو در روی زمینمن ندیدم شکرستان که نمکدان باشد
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth