شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۹۳ - وله ایضآ یمدحه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمدست از غم عشق تو مرا آن بر سرکه کسی را نگذشتست از آن سان بر سر
۲
بر سر شمع چه آید همی از آتش و آب؟آمد از چشم و دلم دوش دو چندان بر سر
۳
در سر آمد چو قلم بخت نگونم ز خطتتا فلک خود چه نبشتست مرا زان بر سر
۴
گنج را بر یر اگر رسم بود اژدرهاگنج حسنیّ و ترا زلف چو ثعبان بر سر
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth