شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۰۸ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سزد که تا جور آید به بوستان نرگسکه هست بر چمن باغ مرزبان نرگس
۲
به خنده زان چو ستاره سپید دندان استکه زرد کرد دهان را به زعفران نرگس
۳
نمود در نظر سعد چهره چون که بدیدبه فرق خود بر تسدیس روشنان نرگس
۴
ز آبداری سوسن چو طرف زر بر بستبه تشت داری گل رفت بعد از آن نرگس
صفحهٔ ۱ از ۲۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth