شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۱۷ - و قال ایضا یمدح الصّدر رکن الدّین

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرگز کسی نداد بدینسان نشان برفگویی که لقمه‌ای‌ست زمین در دهان برف
۲
مانند پنبه‌دانه که در پنبه تعبیه‌ستاجرام کوه‌هاست نهان در میان برف
۳
ناگه فتاد لرزه بر اطراف روزگاراز چه؟ ز بیم تاختن ناگهان برف
۴
گشتند ناامید همه جانور ز جانبا جان کوهسار چو پیوست جان برف
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth