خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۲۰ - وله ایضاً
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غلّه کامسال خواجه داد مراگر نبد جمله، بود اکثر خاک
۲
اندر انبار من بدولت توهست از بادیه فزون تر خاک
۳
نان ازین غلّه خشت پخته بودزانکه اجزاش هست یکسر خاک
۴
دانه ها در جوال چون خصمشکرده مفرش زخاک و بستر خاک
صفحهٔ ۱ از ۶