شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۳۳ - در مرثیهٔ پسر خود گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نور دو دیدگان ز لقای تو داشتمیک سینه پر زمهر و هوای تو داشتم
۲
من جان و زندگی خودای جان و زندگیگر دوست داشتم ز برای تو داشتم
۳
هر رنج و هر بلا که ز ایّام داشتماز بهر دفع رنج و بلای تو داشتم
۴
حقّا که گرچه خلق جهان عیب می کنندمحراب روی خود کف پای تو داشتم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth