شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۳۵ - و قال ایضا ویرتی فیه والده

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزی وطاء کحلی شب در سر آورمبگریزم از جهان که جهان نیست در خورم
۲
پیوند عمر بایدم از دور روزگارتا شطری از معایب ایّام بشمرم
۳
از ساحری، عصای کلیمم ولی چه سود؟چون هر کجا که هست گلیمست همبرم
۴
از دل که راست خانه چو تیرست ، حاصلمپشتی مقوّس است چو ابروی دلبرم
صفحهٔ ۱ از ۲۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth