شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۶۷ - فی التوحید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای جلال تو بیانها را زبان انداختهعزت ذاتت یقین را در گمان انداخته
۲
عقل راادراک صنعت دیده هابردوختهنطق راوصف تو قفلی بر دهان انداخته
۳
هرچه آنرا برنهاده دست حس و وهم وعقلکبریایت سنگ بطلان اندر آن انداخته
۴
یک کرشمه کرده فضلت با بنی آدم وزانغلغلی درجان مشتی خاکیان انداخته
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth