خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۸۸ - و قال ایضآ یمدحه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زیاد دهنت در لب جان شیرینیوی گرفته ز لبت کام جهان شیرینی
۲
شکر است؟آب حیاتست؟ لبست آن؟ جانست؟خود ندانم که چه چیز است بدان شیرینی
۳
هر کجا چهرۀ تو سفرۀ خوبی گسترددهنت آورد آنجا بمیان شیرینی
۴
بندۀ آن لب لعلم که بشیرین کاریآورد بیرون زان غالیه دان شیرینی
صفحهٔ ۱ از ۱۲