خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۹۳ - و له ایضاً
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ستم نوردا نزدیک شد در ایّامتکه بیخ فتنه بیکبار منقلع گردد
۲
زحرص بخشش دان رای سال خورد تراکه همچو طفل یا افسانه منخدع گردد
۳
اگر ثنای ترا من بکوه بر خوانمزشوق صخرۀ صمّاش مستمع کردد
۴
ز دست جود پراکنده ات تواند بودبدست هرکه زر و سیم مجتمع گردد
صفحهٔ ۱ از ۳