خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۲۱ - وله ایضا
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنزد خواجه رفتم بهر کاریکزانم باز گفتن عار باشد
۲
و لکن اقتضای روزگارستکه دانا را به نادان کار باشد
۳
یکی مجهولکی پیش درش بودچو سگ کوحاجب مردار باشد
۴
مرا گفتا: توقّف کن زمانیکه وقت بار خود دیدار باشد
صفحهٔ ۱ از ۳