خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۳۱ - ایضاً له
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سروری که زیبد ، کز نعل مرکب تودر دست و پای دولت، خلخال و پاره باشد
۲
خورشید چرخ پیما ، با آن شکوه و هیبتدر موکب جلالت ، خود یک سواره باشد
۳
در معرضی که خشمت ، آهخت تیغ کینهزوبین تیر آرش ، یک گوشت خواره باشد
۴
در چشم عقل خصمت ، هم شوکتی نداردچون گل بزیر دامنش ، ار صد کناره باشد
صفحهٔ ۱ از ۵