خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۷۱ - وله ایضا
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهاء الدّین که تا دور جهان بودنپندارم که چون تو یک جوان بود
۲
سخن کاندر دهانش صد زبانستهمیشه در ثنایت یک زبان بود
۳
بدان خلق و لطافت کز تو دیدمدعاگوی تو از جان می توان بود
۴
فضولی دی سوالی کرد از منکه سر خیل فضولان جهان بود
صفحهٔ ۱ از ۵