خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۲۱۰ - وله ایضا
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جناب عالی نزدیک و من بخدمت دوربنزد عقل همانا که نیستم معذور
۲
و لیک رسم جهان ستمگر این بودستکه بیدلانرا دارد ز کام دل مهجور
۳
شکفته گلبن وصل و نشسته من دلتنگکنار آب زلال و مرا جگر محرور
۴
دلم ز سینه فغان می کند همی گویدکه ای خلاصۀ ایّام و پادشاه صدور
صفحهٔ ۱ از ۲