شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۲۱۵ - وله ایضا

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ترا جمع گشته در ره آزهمّت کوته و امید دراز
۲
همه دندان ز حرص همچون سیرهمه مغز تو پوست همچو پیاز
۳
ندهی خر بزاهدان لیکننان ایشان همی خوری بنیاز
۴
دست تو چون دهان گرسنگانهر چه در وی نهی نیایی باز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth