شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۲۲۱ - ایضا له

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی ز لفظ تو بازار فضل را رونقز درّ نظم تو کار هنر گرفته نسق
۲
تویی که چشمة خورشید بارها گشتستز شرم خاطر پاکت غرق میان عرق
۳
چو خامه ات قصب السّبق از عطارد بردکنون عطارد گیرد ز خامة تو سبق
۴
چو من ز فضل تو و شوق خود سخن رانمز هفت چرخ بگویم رسد صدای صدق
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth