خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۲۳۹ - ایضا له
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من از تشریف مولانا چنان تنگ آمدم الحقکه در وی می گمان بردم که من ماهی در شستم
۲
از آن دراعّۀ تنگم قبای صبر تنگ آمدبلی چون تنگ روزیّم به رزق خویش پیوستم
۳
چو شرط آمد که هر ظرفی بود از جنس مظروفشضرورت آستینم تنگ و کوته بود چون دستم
۴
ز تنگی سینه و حلقم چنان افشرده شد درهمکه در وی چون بسرفیدم زده جا درز بگسستم
صفحهٔ ۱ از ۳