شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۲۸۷ - .له ایضا

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن زن که پریر آمد در عقد نکاحتبر مدحت او بود زبان در دهن تو
۲
از بس که برو مهر تو می دیدم گفتمکین زن ز برای تو برید کفن تو
۳
امروزش دیدم خط بیزاری در دستنفرینش دمادم شده بر جان و تن تو
۴
امساک به معروف نکردیش همانامعروف با امساک نبودست زن تو
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth