شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۳۳۸ - و قال ایضاً

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بلند قدرا آنی که در علاج نیازمفید تر زثنای تو نیست افسونی
۲
از آْشیان تو هر هدهدی سلیمانیبر آستان تو هر بنده یی فریدونی
۳
در اضطراب از آن کف همی زند بر کفکه هست دریا از دست تو چو مغبونی
۴
چنان زجود تو کان طیره شد که برنایدبزخم نشتر خورشید ازرگش خونی
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth