خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۵۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نماز خفتن بیگاه،مست لا یعقلدرآمد از درم آن ماه روی مهر گسل
۲
همه شمایل دیوانگان گرفته و لیکبه زیر هر خم زلفش روان صد عاقل
۳
ز بهر عربده خود را خراب کرده و منگرفته ماتم عمر خراب بی حاصل
۴
در اوفتاده ز اندیشه ها به در یاییچو روزگار نه غورش پدید و نه ساحل
صفحهٔ ۱ از ۱۰