شعر را زندگی کن
خلوتی با ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۶۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی به خیمه ابداعیان کن فیکونحدیث حسن تو می رفت و الحدیث شجون
۲
نشان زلف و رخت یک به یک همی دادندکه بند و حلقه آن چند و حیله این،چون
۳
چنان نمود که گفتی به عکس می بینندمثال طلعت تو در سپهر آینه گون
۴
از آن دو عارض دلجوی تو دوصد بی دلبر آن دو گیسوی مفتول تو دوصد مفتون
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth