خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۱۰
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدر دین حاکم آفاق مبارک تویی انکگلبن ملک ز تو تازه و تر بشکفته ست
۲
آستین کرمت بی غرض دنیاویصد ره از روی جهان گرد حوادث رفته ست
۳
این سعادت که تو را روی نموده ست هنوزصد یکی نیست از آنها که قضا پذرفته ست
۴
سخنی هست مرا با تو نهان نتوان کردکه ز رای تو خرد هیچ سخن ننهفته ست
صفحهٔ ۱ از ۲