خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۴۲
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گشته جهان جان ز مدحتهمچون لب دلبران پر از قند
۲
چون ابر و گل ست ظلم و انصافدر عهد تو این گری و آن خند
۳
یک روز به شب نشد که گردوناز هیبت تو سپر نیفکند
۴
من بنده که خاطرم نهالی ستدر باغ ثنای تو برومند
صفحهٔ ۱ از ۳