خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۴۶
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عماد دولت ودین صدر و پیشوای جهانتویی که بزم تو را ماه نو پیاله شود
۲
ز ابر دیده چو باران اشک بدخواهتبه لب رسد ز نفسهای سرد ژاله شود
۳
مرا ز شادی جاه تو هر زمان باریز خنده لب چو گل و روی همچو لاله شود
۴
چو از حواله شمس طبیب یاد آرمز غبن و غصه همه خنده هام ناله شود
صفحهٔ ۱ از ۲