خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۱۰۴
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر ملوک جهان شهریار روی زمینبه دست و دل،حسد بحر و غیرت کانی
۲
از آن زمان که تو بر تخت ملک بنشستیفریضه گشت که جز گرد ظلم ننشانی
۳
مدبران قضا هر زمان فرو خوانندبه گوش فکرت تو رازهای پنهانی
۴
اگر ز قصه من بنده بشنوی طرفیز کردگار بیابی ثواب دو جهانی
صفحهٔ ۱ از ۴