خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به گوشت برسد درد من و زاری منزحمت آید مگرت بر شب بیداری من
۲
به تو ام ره ندهد بی تو نمی یارم بوداز گران جانی بخت است سبک ساری من
۳
من ترا دارم و بی تو نتوان داشت مراجاودانیست در این قید گرفتاری من
۴
صفت لیلی و مجنون که شنیدی بنگرتا بدان حسن کسی هست و بدین زاری من
صفحهٔ ۱ از ۳