خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش مرا گفت عقل از سر رای زرینکای پسر احباب را بر دو جهان بر گزین
۲
جز دم ایشان مزن جز درِ ایشان مروجز دل ایشان مجوی جز رخِ ایشان مبین
۳
بس ز وجود و عدم تا به کی از کیف و کمخیز برون نه قدم از صفتِ کفر و دین
۴
گر قدم جان نهی در ره اخلاص شاندر قدمت آسمان پست شود چون زمین
صفحهٔ ۱ از ۳