خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای چون قدت نخاسته در جویبار سرونارُسته چون تو در چمن روزگار سرو
۲
سروِ پیاده در چمنِ باغ دیدهایدچون تو چمن ندید و نبیند سوار سرو
۳
ناممکن است و ممتنع این خود که هم چو توصیدِ دل ملوک کند در شکار سرو
۴
بر سرو سیب نبود و شفتالوی و اناربر سروِ تست هر سه زهی باردار سرو
صفحهٔ ۱ از ۳