شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهره ی شهر شدم در غم شهرآشوبیوز که در دوستیِ او نگرفتم کوبی
۲
بی‌دل‌آرامی آرام نمی‌گیرد دلچه کنم بخت ندارد که ندارد خوبی
۳
صبر بر وعده ی فردای قیامت تا چندهم‌چنین بر نتوان ساخت ز من ایّوبی
۴
دامن سرو قدی را به کف آرم امروزدر چنین سایه نشینم من و اینک طوبی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth