خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درآ اهلا و سهلا مرحبا کویی کجا بودینگویی تا چرا چندین ز مشتاقان جدا بودی
۲
ز یاران بر شکستی ترکِ عهد دوستی کردیدریغا دیر دانستم که یار بیوفا بودی
۳
نه پرسیدی نه پیغامی فرستادی درین مدّتمگر بگذشت ایّامی که دردم را دوا بودی
۴
به اوّل سینه با من هم چو سیمِ پاک بنمودیبه آخر امتحان کردم زر بیرونسرا بودی
صفحهٔ ۱ از ۳