خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۱۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد باد آن که مرا با تو قراری بودیدر میانِ من و تو واسطه یاری بودی
۲
گر چه از سعیِ رقیبان گلهها داشتمیگهگهم با رخ تو هم سر و کاری بودی
۳
هم رقیبانِ تو صد بار جفا بردندیتا مرا یک نفسی پیشِ تو باری بودی
۴
گفتمش دوش کجا با که کشیدی بادههر چه در نرگسِ مستِ تو خماری بودی
صفحهٔ ۱ از ۳