خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب شود ریش ار برد نام دل افگار ماآستین سوزد اگر چیند نم از رخسار ما
۲
سبحه بر کف، توبه بر لب، دل پر از ذوق گناهمعصیت را خنده میآید ز استغفار ما
۳
نشکفد در سینه دل بی زخم تیغ غمزهایتا نگردد خون نخندد غنچه گلزار ما
۴
خویش را قدسی بر آتش نه بسوزان تا به کیننگ دین و کفر گردد سبحه و زنار ما؟
صفحهٔ ۱ از ۱