شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌درد خسته‌ای که به درمان شد آشناشوریده آن سری که به سامان شد آشنا
۲
از فیض شانه یافت دل از زلف هرچه بافتشد مفت خوشه‌چین چو به دهقان شد آشنا
۳
چون بلبل از مطالعه صفحه رختچشمم همین به خط گلستان شد آشنا
۴
آگه ز شوق گریه بی‌اختیار نیستهرکس چو غنچه با لب خندان شد آشنا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth