شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد بهار از توبه‌کردن بایدم اکنون گذشتمی‌رسد گل چون توان از باده گلگون گذشت؟
۲
من که شمع محفل قربم سراپا سوختمحال بیرون‌ماندگان بزم، یا رب چون گذشت؟
۳
خواستم بر یاد بالای تو چشمی تر کنمتا نظر کردم ز سر یک نیزه بالا خون گذشت
۴
بر دل ریشم نمی‌دانم که ناخن می‌زنداینقدر دانم که خون دیده از جیحون گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth