شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طبعم ز باده چون گل سیراب روشن استآیینه من است که از آب روشن است
۲
رفتی ز دیده لیک نرفتی ز دل برونمن تیره‌روز و خانه ز مهتاب روشن است
۳
با آنکه در چراغ دو عالم نمانده نورآتش هنوز در دل احباب روشن است
۴
جز کشتن آرزو نبود گوسفند رامضمون این ز خنجر قصاب روشن است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth