شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل می امید دگر بر تو حرام استکم‌حوصله‌ای خون جگر بر تو حرام است
۲
نه رنگ وفاداری و نه بوی محبتدر پرده شو ای گل که نظر بر تو حرام است
۳
ای گردش افلاک به صبحی نرسیدیگویا شب مایی که سحر بر تو حرام است
۴
قدسی چو سر از سلسله عشق کشیدییاری طلب از تیغ که سر بر تو حرام است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth