شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکه دایم می‌خراشد سینه ما ناخن استخارخار سینه ما را مداوا ناخن است
۲
زاهد و ترسا ز من هر یک به نوعی راضی‌اندمی‌گشایم عقده از هر رشته‌ای تا ناخن است
۳
عشق اگر باشد کشد هر لاغری صد کوه غماز گره بر رشته باکی نیست هرجا ناخن است
۴
نیست ظاهر از برون زخم و درون صد جای ریشاستخوان در سینه احباب گویا ناخن است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth