خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم که نور خرد در چراغ من غلط استبجز هوای جنون در دماغ من غلط است
۲
سرود مرغ من الماس بر جگر پاشدترانهسنجی بلبل به زاغ من غلط است
۳
نگه ز دیدن آن، ریش گردد ای همدمبرو که دیده گشودن به داغ من غلط است
۴
تمام، خون دل است و فشرده الماسنبرده پی لب من، یا ایاغ من غلط است
صفحهٔ ۱ از ۲