خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواهد دل من شربت دیدار و دگر هیچاین است علاج دل بیمار و دگر هیچ
۲
هرچند که در کلبه ما دیده گشاییعشق است رقم بر در و دیوار و دگر هیچ
۳
هرچند ملک نامه اعمال مرا دیدنام تو رقم دید به طومار و دگر هیچ
۴
گر زیر کهن دلق مرا خلق بجویندیابند همین رشته زنار و دگر هیچ
صفحهٔ ۱ از ۲