خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب عاشق به حرف شکوه بیداد نگشایدزبان بیدلان چون غنچه از هر باد نگشاید
۲
چنین کز شش جهت راه امیدم بسته شد ترسمکه بر من آسمان هم ناوک بیداد نگشاید
۳
دل آسوده را محبت کی به جوش آردفسون، بند از زبان سوسن آزاد نگشاید
۴
ز بیدردی نبستم لب از افغان شام هجرانشدم آخر، گره چون بر زبان افتاد، نگشاید
صفحهٔ ۱ از ۲