شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا لبت را میل سوی باده و پیمانه شدباده چون پیمانه از شوق لبت دیوانه شد
۲
دل چو افتاد از سر کویت جدا، شد هرزه‌گردعندلیب یک گلستان جغد صد ویرانه شد
۳
بر گل و شمعم نظر در گلشن و محفل بس استبیش ازین نتوان وبال بلبل و پروانه شد
۴
تا ابد محروم ماند از لذت دام و قفسهرکه چون مرغ سرایی، صید آب و دانه شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth