خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عجب قیدیست عشق سخت بنیادمبادا گردنی زین قید، آزاد
۲
همین دانم که کارم رفته از دستنمیدانم که کارم با که افتاد
۳
ز غم مردم، که چون من کشته گردمکه خواهد خواست عذر تیغ جلاد؟
۴
ز بس ویرانهجویی، بعد مردنز خاکم خانه نتوان کرد بنیاد
صفحهٔ ۱ از ۲