خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کام جانم با من و من در پی کامم هنوزکعبه با خود دارم و در قید احرامم هنوز
۲
کی رسد در عشق، لاف پختگی کس را، که منهمچو خاکستر ز آتش زادم و خامم هنوز
۳
مستی حیرت مرا محروم کرد از ذوق وصلیار در آغوش و من مشتاق پیغامم هنوز
۴
از تپیدنهای دل دانم که بعد از مرگ هموام باید کرد از سیماب، آرامم هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲