شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگار من که بود ترک و غمزه چندانشغزال دشت فریب است چشم فتانش
۲
چو کودک از پی پستان مکیدن مادرگشوده زخم دلم لب به نار خندانش
۳
ز شوق تیغ دگر، صید نیم کشت مرازمان زمان به لب زخم می‌دود جانش
۴
به عهد زلف تو گر ذوق کافری این استخجل کسی که نلغزید پای ایمانش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth