خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما در صبح طرب، ز آب و گل غم بستهایمچون کدورت، خویش را بر شام ماتم بستهایم
۲
بس که آمد جای اشک از چشم ما خون جگرتهمت طوفان خون بر چشم پر نم بستهایم
۳
در حریم درد عشق ما، کسی را بار نیستما ز رشک این در به روی هر دو عالم بستهایم
۴
تا نگردد یاربی در دفع درد ما بلندراه گردون را شب از آه دمادم بستهایم
صفحهٔ ۱ از ۲