خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۳۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی مخوانش که می چکد عرق از ویبرگِ گل است آن نشسته بر ورقش خَوی
۲
هر که چنین صورتی بدید محال استکاتشِ تشویش بر دلش ننهد کی
۳
هیأتِ شیرینش ار مطالعه کردیسرو کمر بر میان بُدی چو شکر نی
۴
ور به سر کُشته با چنین قد و قامتبگذرد این روحِ قدس باز شود حی
صفحهٔ ۱ از ۳