شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

مناجات شمارهٔ ۱۳۸

مناجات نامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
الهی تا بنده را خواندی بنده در میان مردم تنهاست و تا گفتی بیا هفت اندام او شنواست از آدمی چه آید قدر او پیداست کیسه تهی و باد پیماست، این کار پیش از آدم و حواست، و عطا بیش از خوف و رجاست اما آدمی بسبب دیدن مبتلاست، به ناز کسی است که از سبب دیدن رهاست و با خود به جفاست.
۲
ای دوست بجملگی تو را گشتم منحقا که دراین سخن نه ذوق است و نه فن
۳
گر تو ز خودی خود برون جستی پاکشاید صنما بجای تو هستم من
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth