شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجه عبدالله انصاری

مناجات شمارهٔ ۲۴۰

مناجات نامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
الهی در دل دوستانت نور عنایت پیداست و جانها در آرزوی وصالت حیران و شیداست چون تو مولا کراست ؟ چون تو دوست کجاست ؟ هر چه دادی نشان است و آیین فرداست، آنچه یافتیم پیغام است و خلعت بر خاست، نشانت بیقراری دل و غارت جان است و خلعت وصال در مشاهده جمال.
۲
روزی که سر از پرده برون خواهی کرددانم که زمانه را زبون خوآهی کرد
۳
گر زیب و جمال از این فزون خواهی کردیارب چه جگر هاست که خون خواهی کرد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth