خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان به سوخت شرار غم تو جان مراکه باد مینبرد مشت استخوان مرا
۲
تنم ز ضعف چنان شد که کهربا یک دمچون کاه جذب کند جسم ناتوان مرا
۳
حدیث مهر و وفای تو کم نخواهم کردچون شمع گر ببری هر نفس زبان مرا
۴
در این چمن منم ای مرغ کز سیه روزینخست برق فنا سوخت آشیان مرا
صفحهٔ ۱ از ۲